Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باژگونه

تلفظ بین المللی : /bˈɑʒɡunˌeː/ تلفظ :‌ [b'AZgun,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • باژگونه کردن
  • پوستین باژگونه
  • پوستین باژگونه کردن
  • نعل باژگونه
  • باژگون
  • باژگونگی
  • بازگونه
  • باسگونه
  • باشگونه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

باژگونه. [ ن َ / ن ِ ]( ص مرکب ) واژگونه. عکس. قلب. ( برهان قاطع ). سرنگون.منکوس. ناراست. ( ناظم الاطباء ). اندروا. وارونه. ( فرهنگ جهانگیری ). مقلوب. باشگونه. واژونه : همه یاوه همه خام و همه سست معانی باژگونه تا پساوند.رودکی.ای پرغونه و باژگونه جهان مانده من از تو به شگفت اندرا.رودکی.کمندم بینداخت از دست شست زمانه مرا باژگونه ببست.فردوسی.باژگونه دشمنانش را ز بیم کلک اوموی گردد باژگونه بر بدن دندا...

فرهنگ فارسی

( صفت ) سرنگون وارون .

مترادف و متضاد

باژگون، برعکس، سرنگون، معکوس، معلق، وارون، وارونه، واژگون، واژگونه


کلمات مرتبط

  • باژگونه کردن
  • پوستین باژگونه
  • پوستین باژگونه کردن
  • نعل باژگونه
  • باژگون
  • باژگونگی
  • بازگونه
  • باسگونه
  • باشگونه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات