Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بامبول زدن

تلفظ بین المللی : /bˈɑmbuːl zˈadan/ تلفظ :‌ [b'Ambu:l z'adan]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • بامبول
  • بامبول زن
  • بامبول باز
  • بامبول بازی
  • بامبول بازی کرد
  • بامبول بازی کردن
  • بامبول درآوردن
  • بامبول دراوردن
  • بامبول زنی
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بامبول زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه ، حقه زدن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ). حقه سوار کردن. شیوه زدن. تقلب کردن. کارهای ناروا و دغل و نهانی کردن. کلک زدن : فلان بامبول زن غریبی است ؛ سخت حقه باز است. ( از فرهنگ نظام ).

مترادف و متضاد

trick (فعل)
خار کردن، بامبول زدن، حقه بازی کردن، شوخی کردن، حیله زدن

flam (فعل)
بامبول زدن

humbug (فعل)
فریب دادن، بامبول زدن

کلمات مرتبط

  • بامبول
  • بامبول زن
  • بامبول باز
  • بامبول بازی
  • بامبول بازی کرد
  • بامبول بازی کردن
  • بامبول درآوردن
  • بامبول دراوردن
  • بامبول زنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات