Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بالیده

تلفظ بین المللی : /bˈɑlidˌeː/ تلفظ :‌ [b'Alid,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • بالاده شهر
  • بلیده
  • بلیدهی
  • بخود بالیدن
  • بالیه
  • بشلیده
  • بالنده
  • بالوده
  • بالیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

بالیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) نموکرده. بلندشده. ( ناظم الاطباء ). گوالیده. یافع. هرچیز که ببالا بلند باشد.باسق ، درخت یا مردی باشد که ببالا بلند باشد. ( اوبهی ). آدمی و درخت و جز آن را گویند که تنومند و بلند ودراز شده باشد. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ). بالابلند. نمویافته. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ص 193 ) : عمرو از دور پدید آمد با آن مویها، و برهنه بود، بترسیدند، چون به نزدیک ایشان رسید سلام کرد، ج...

فرهنگ عمید

۱. نموکرده.
۲. افزوده.
۳. تنومند و بزرگ شده.

فرهنگ معین

(دِ ) (ص مف . ) نمو کرده ، رشد یافته .

فرهنگ فارسی

( اسم ) نمو کرده نشو و نما یافته رشد یافته .

فرهنگ اسم ها

اسم: بالیده (دختر) (فارسی) (تلفظ: balide) (فارسی: بالیده) (انگلیسی: balideh)
معنی: رشد و نمو کرده

کلمات مرتبط

  • بالاده شهر
  • بلیده
  • بلیدهی
  • بخود بالیدن
  • بالیه
  • بشلیده
  • بالنده
  • بالوده
  • بالیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات