معانی کلمه : بالیده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. نموکرده.
۲. افزوده.
۳. تنومند و بزرگ شده.
۲. افزوده.
۳. تنومند و بزرگ شده.
فرهنگ معین
(دِ ) (ص مف . ) نمو کرده ، رشد یافته .
فرهنگ فارسی
( اسم ) نمو کرده نشو و نما یافته رشد یافته .
فرهنگ اسم ها
اسم: بالیده (دختر) (فارسی) (تلفظ: balide) (فارسی: بالیده) (انگلیسی: balideh)
معنی: رشد و نمو کرده
معنی: رشد و نمو کرده
