معانی کلمه : باقلوا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نوعی شیرینی که از آرد گندم، شکر، روغن، و مغز پسته و بادام و به شکل قطعه های لوزی شکل تهیه می شود.
فرهنگ معین
(لَ ) ( اِ. )نوعی شیرینی که از آرد گندم و شکر و روغن و مغزپسته و بادام درست می کنند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نوعی شیرینی که از لواش آرد گندم و شکر، و روغن و مغز پسته و بادام درست میشود
( اسم ) قسمی شیرینی که از بادام سفید قند کوبیده هل کوبیده آرد سفید شیر و روغن تهیه کنند .
( اسم ) قسمی شیرینی که از بادام سفید قند کوبیده هل کوبیده آرد سفید شیر و روغن تهیه کنند .
