کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باشگوگ | کلماتور
معنی کلمه : باشگوگ
تلفظ بین المللی :
/bˈɑʃɡuːɡ/
تلفظ :
[b'ASgu:g]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
باشگون
باشگونگی
باشگو
باشگونه
باشگونه کردن
پوستین باشگونه
پوستین باشگونه کردن
نعل باشگونه
بازگوی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
باشگوگ.[ ] ( ص ، اِ ) کارگذار. ( شعوری ج 1 ورق 171 ). هنرمند. دانا. تیزدست. ( آنندراج ). هنرور. عالم. زرنگ. چابک. زیرک در تدبیر کارها. ( ناظم الاطباء ) :
با گریه دو چشم شده مطلب دلم
هرگز نبود باشگوگ درد و غم مرا.
ابوالمعانی ( از شعوری ).
کلمات مرتبط
باشگون
باشگونگی
باشگو
باشگونه
باشگونه کردن
پوستین باشگونه
پوستین باشگونه کردن
نعل باشگونه
بازگوی
نظرات