کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باشگونگی | کلماتور
معانی کلمه : باشگونگی
تلفظ بین المللی :
/bˈɑʃɡunˌeɡi/
تلفظ :
[b'ASgun,egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
باژگونگی
بازگونگی
باشگون
باشگونه
باشگونه کردن
باشگوگ
باژگونی
بدشگونی
پوستین باشگونه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
باشگونگی. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) بازگونگی. حالت مقلوب و معکوس بودن. ( شعوری ج 1 ص 198 ). واژگونگی :
زین باشگونگی که ترا رسم و عادتست
خود را چو باشگونه کنی رسم اولیاست.
( از شرفنامه منیری ).
|| مخالفت. مباینت. ضدیت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
باژگونگی، واژگونگی، واژگون بودن.
کلمات مرتبط
باژگونگی
بازگونگی
باشگون
باشگونه
باشگونه کردن
باشگوگ
باژگونی
بدشگونی
پوستین باشگونه
نظرات