Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باشلیق

تلفظ بین المللی : /bˈɑʃliq1/ تلفظ :‌ [b'ASliq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه عمومی
  • باشلق
  • باسلیقه تهیه شده
  • باشلق دار
  • باشلق مانند
  • باشلق یا کلاه شنل
  • باشلق یا کلاه مخصوص کشیشان
  • باشلیه
  • جامه باشلق دار زنانه
  • درجه باشلیه
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

باشلیق. ( ترکی ، اِ ) باشلق. کلاهی که بر جامه ای دوخته شده باشد. ( یادداشت مؤلف ). روسری. پارچه ای همچون کلاه که بر سراندازند.

فرهنگ معین

[ تر. ] (ص مر. اِمر. ) سردار، سالار.

دانشنامه عمومی

باشلیق یا باشلق سرپوشی است مخروطی شکل که در گذشته و حال از سوی ایرانیان و ترکان مورد استفاده قرارمی گرفته است. جنس آن از نمد، چرم یا پشم بوده است. این سرپوش نوک تیزی داشته و گوش ها و گردن را فرامی گیرد. نمونه های محلی آن گاه به رسن، منگوله، منجوق دوزی، قلاب دوزی و مانند آن آراسته می شوند. نمونه های گونه گونی از باشلیق به تفکیک جنس-ابریشمی، پشمی و...- و سبک ساخت -اعم از دست باف، چسبیده به جامه و......

کلمات مرتبط

  • باشلق
  • باسلیقه تهیه شده
  • باشلق دار
  • باشلق مانند
  • باشلق یا کلاه شنل
  • باشلق یا کلاه مخصوص کشیشان
  • باشلیه
  • جامه باشلق دار زنانه
  • درجه باشلیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات