Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بازرستن

تلفظ بین المللی : /bɑzrˈastan/ تلفظ :‌ [bAzR'astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدواژه نامه بختیاریکا
  • بازجستن
  • بازرسته
  • بازرفتن
  • جنگل بازرسته
  • خط رو بازرسان
  • بازستن
  • سر نری بازستن
  • یارم بده بازستن
  • گز و گوز لری بازستن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بازرستن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) نجات یافتن. رها شدن : گفتند زندگی خداوند دراز باد تا از بلا و ستم دیلمان بازرسته ایم. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 19 ). خداوند راهم در این گرمی فرسنگی دو بباید رفت بر اثر هزیمتیان و رنجی دیگر کشید تا یکباره بازرهد و منزل آنجا کند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 588 ). اگر همچنان برفور در عقب ما بیامدی یکی از ما و زنان و بچگان ما بازنرستی. ( ایضاً ص 597 ).گر مردی و بازرستی از من ...

فرهنگ عمید

نجات یافتن، رها شدن، رهایی یافتن.

واژه نامه بختیاریکا

وارَستِن

کلمات مرتبط

  • بازجستن
  • بازرسته
  • بازرفتن
  • جنگل بازرسته
  • خط رو بازرسان
  • بازستن
  • سر نری بازستن
  • یارم بده بازستن
  • گز و گوز لری بازستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات