بازخواست. [ خوا / خا ] ( مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) مؤاخذه. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) : و هر که بر خلاف آن رود و بر رعیت ستمی کند در معرض گناه و بازخواست باشد. ( جهانگشای جوینی ). و بازخواست تقصیرات محرران دفتر دیوان با عالیجاه مشارالیه [ مستوفی الممالک ] است. ( تذکرةالملوک ص 17 ). || عتاب. معاتبت. نکوهش. تعزیز. || واپس گرفتن چیزی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). استرداد. پس گرفتن...
فرهنگ عمید
۱. جویا شدن علت تقصیر و گناه کسی، مؤاخذه. ۲. سرزنش. ۳. (حقوق ) اعتراض به عدم پرداخت اسناد تجاری.
فرهنگ معین
(خا )(مص مر. ) پرسش ، مؤاخذه . ، روز ِ ~روز قیامت ، روز رستاخیز.
فرهنگ فارسی
پرسش، مواخذه، جویا شدن علت تقصیر و گناه، کسی، روزبازخواست: روزقیامت، روزرستاخیز ( مصدر ) پرسش موئ اخذه . یا روز باز خواست. روز قیامت روز رستاخیز