Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بازبسته

تلفظ بین المللی : /bɑzbˈasteː/ تلفظ :‌ [bAzb'aste:]
لغت نامه دهخدا
  • بازبست
  • بازرسته
  • جنگل بازرسته
  • بازبستن
  • رله بازبست
  • جنگل بازرُسته
  • الباسته
  • الباسته شهر
  • فاصلۀ بازکاسته
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بازبسته. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مربوط. وابسته. مرتبط. پیوسته :
بشمشیر او بازبسته است گیتی
عرض بازبسته است لابد بجوهر.
ازرقی.
هر اولی به آخری بازبسته است. ( از تاریخ بیهق ).
چون نی بخیال بازبسته
مویی ز دهان مرگ رسته.
نظامی.

کلمات مرتبط

  • بازبست
  • بازرسته
  • جنگل بازرسته
  • بازبستن
  • رله بازبست
  • جنگل بازرُسته
  • الباسته
  • الباسته شهر
  • فاصلۀ بازکاسته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات