Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بارسور اوب

تلفظ بین المللی : /bˈɑrsuːr ˈuːb/ تلفظ :‌ [b'ARsu:R 'u:b]
لغت نامه دهخدا
  • بارسفر
  • بارور بودن
  • بارور ساختن
  • بارور شدن
  • بارور کردن
  • تخم بارور
  • درخت بارور
  • باسور
  • بارآور
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بارسور اوب. ( اِخ ) ( یعنی بار واقع بر کنار اوب ) نام قصبه مرکز ناحیه اوب کشور فرانسه که بر نهر اوب واقع شده و در 53 هزارگزی مشرق شهر ترویس قرار دارد و در اطرافش شراب سفید بسیار خوب تهیه میکنند، و زمانی کنت نشین بوده است. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ). دارای 4400 تن سکنه میباشد.

کلمات مرتبط

  • بارسفر
  • بارور بودن
  • بارور ساختن
  • بارور شدن
  • بارور کردن
  • تخم بارور
  • درخت بارور
  • باسور
  • بارآور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات