Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باسور

تلفظ بین المللی : /bˈɑsuːr/ تلفظ :‌ [b'Asu:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • باسورث کلیفورد ادموند
  • باسورالانف
  • باسوری
  • باسورین
  • استانیسلاو باسورا
  • باسورث
  • کلیفورد ادموند باسورث
  • هازبندز باسورث
  • هوبرت باسورث
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

باسور. ( اِ ) بیماریی است. جوهری گوید بیماریی است که در مقعد حادث شود و جمع آن بواسیر است و در حدیث عمران بن حصین آمده است : و کان مبسوراً؛ یعنی مبتلا به بواسیر بود. ( از تاج العروس ). بیماریی است که در نشیمنگاه حادث گردد ومبسور آنکه به این درد مبتلا شود. ( اقرب الموارد ). بیماریی که در مقعد و در داخل بینی و لب هم پدید آید.( از قطر المحیط ). نوعی از بیماری مقعد و بینی ، و مبسور آنکه علت بواسیر دار...

فرهنگ معین

[ ع . ] (اِ. ) نوعی از بیماری مقعد و بینی ، ج . بواسیر (مفرد کم استعمال است . )

فرهنگ فارسی

زخم و ورم مقعد یا بینی، بواسیر جمع
( اسم ) نوعی از بیماری مقعد و بینی . جمع : بواسیر .

کلمات مرتبط

  • باسورث کلیفورد ادموند
  • باسورالانف
  • باسوری
  • باسورین
  • استانیسلاو باسورا
  • باسورث
  • کلیفورد ادموند باسورث
  • هازبندز باسورث
  • هوبرت باسورث
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات