کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بارانگیز
تلفظ بین المللی :
/bˈɑranɡˌiz/
تلفظ :
[b'ARang,iz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
برانگیزاندن
برانگیزنده احساسات
شاه برانگیز
بادانگیز
برانگیزش جرقه ای
برانگیزش شعله ای
برانگیزنده
ترحم برانگیز
تحسین برانگیز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بارانگیز. [ اَ ]( اِ مرکب ) آلتی که بوسیله آن بار و عدلها را از جایی بجایی منتقل کنند. جرثقیل. رجوع به جرثقیل شود.
فرهنگ فارسی
اهرم التی که بار را جابجا کنند
کلمات مرتبط
برانگیزاندن
برانگیزنده احساسات
شاه برانگیز
بادانگیز
برانگیزش جرقه ای
برانگیزش شعله ای
برانگیزنده
ترحم برانگیز
تحسین برانگیز
نظرات