کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برانگیزنده | کلماتور
معانی کلمه : برانگیزنده
تلفظ بین المللی :
/bˌaranɡizˈande/
تلفظ :
[b,aRangiz'ande]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
برانگیزنده احساسات
برانگیزاندن
براندازنده
ابادون براندازنده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
برانگیزنده. [ ب َ اَ زَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) باعث. ( مهذب الاسماء ). بپا دارنده. تحریک کننده. وادار کننده. رجوع به برانگیختن شود.
فرهنگ فارسی
باعث تحریک کننده .
ویژگی موج الکترومغناطیسیای که موجب افزایش انرژی ذره شود
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
۱. محرک
۲. مشوق
exciter (اسم)محرک، اشوبگر، برانگیزندهstimulator (اسم)برانگیزنده، تحریک کننده، انگیختگرrouser (اسم)برانگیزنده، دروغ شاخدار، دروغ خیلی بزرگ، مایه حیرتexcitant (صفت)محرک، مهیج، برانگیزنده، قابل تحریک در مقابل التماسirritant (صفت)سوزش اور، سوزش دار، برانگیزنده، دلخراش، خشم اور، بخشم اورندهprovocative (صفت)محرک، برانگیزنده، فتنه گر، عصبانی کنندهimpressive (صفت)گیرا، موثر، بر...
فرهنگستان زبان و ادب
{exciting} [شیمی] ویژگی موج الکترومغناطیسی ای که موجب افزایش انرژی ذره شود
کلمات مرتبط
برانگیزنده احساسات
برانگیزاندن
براندازنده
ابادون براندازنده
نظرات