Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بادنگان

تلفظ بین المللی : /bˈɑdenˌeɡɑn/ تلفظ :‌ [b'Aden,egAn]
لغت نامه دهخدا
  • بادنگان سفلی
  • بادنگان علیا
  • پناهگاه های صخره ای بادنگان سفلی
  • ده شیرین بادنگان
  • قلعه بادنگان
  • بادنجان
  • بادنگار
  • باینگان
  • کشک و بادنجان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بادنگان. [دَ ] ( اِ ) بمعنی بادنجان است و آنرا بعربی حدق گویند و باین معنی بجای قاف ، جیم هم ( حدج ) بنظر آمده است. ( از برهان ). بمعنی بادنجانست. ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ). بادنجان و باتنگان. ( ناظم الاطباء ) :
من بمشتی چو چکندر سی ودو دندانت
درنشانم بدو لب چون بدو بادنگان سیر.
سوزنی.
رجوع به باتنگان و بادنجان و بادمجان شود.

کلمات مرتبط

  • بادنگان سفلی
  • بادنگان علیا
  • پناهگاه های صخره ای بادنگان سفلی
  • ده شیرین بادنگان
  • قلعه بادنگان
  • بادنجان
  • بادنگار
  • باینگان
  • کشک و بادنجان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات