معانی کلمه : اکن
لغت نامه دهخدا
اکن . [ اَ ک ِ ] (ترکی ، اِ) کتف . || کشت . (شرفنامه ٔ منیری ).
( آکن ) آکن. [ ک َ ] ( نف مرخم ) مخفف آکننده ، و از آن کلماتی مرکب توان کرد، چون پشم آکن ، قزاکن ، جوزآکن ، سحرآکن ؛ آنکه پشم ، قز، جوز، و سحر آکند.
اکن. [ اَ ک ِ ] ( ترکی ، اِ ) کتف. || کشت. ( شرفنامه منیری ).
اکن. [ اَ ک ِ ] ( ترکی ، اِ ) کتف. || کشت. ( شرفنامه منیری ).
فرهنگ عمید
( آکن ) ۱. = آکندن
۲. آکننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): پشم آکن.
۲. آکننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): پشم آکن.
فرهنگ فارسی
( آکن ) مخفف آکننده
کتف کشت
کتف کشت
دانشنامه عمومی
آکن. آکن (Aken) شهری است در ایالت زاکسن-آنهالت آلمان.
فهرست شهرهای آلمان
ویکی پدیای آلمانی، نسخه ۱۷ نوامبر ۲۰۰۶.
فهرست شهرهای آلمان
ویکی پدیای آلمانی، نسخه ۱۷ نوامبر ۲۰۰۶.
wiki: آکن
