معانی کلمه : آکن
لغت نامه دهخدا
آکن . [ ک َ ] (نف مرخم ) مخفف آکننده ، و از آن کلماتی مرکب توان کرد، چون پشم آکن ، قزاکن ، جوزآکن ، سحرآکن ؛ آنکه پشم ، قز، جوز، و سحر آکند.
فرهنگ عمید
۱. = آکندن
۲. آکننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پشمآکن.

آکن . [ ک َ ] (نف مرخم ) مخفف آکننده ، و از آن کلماتی مرکب توان کرد، چون پشم آکن ، قزاکن ، جوزآکن ، سحرآکن ؛ آنکه پشم ، قز، جوز، و سحر آکند.
۱. = آکندن
۲. آکننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پشمآکن.