Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اولی

تلفظ بین المللی : /ˈavvalˌi/ تلفظ :‌ ['avval,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • اولی تر
  • اولی بن
  • اولی بیگ
  • اولی ادل
  • اولی اشتاین
  • اولی اشتک
  • اولی اشتیلیکه
  • اولی ام جیمز
  • اولی بکینگسایل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

اولی . [ اَ ] (اِ) ممال اَولی ̍. (یادداشت مؤلف ).

اولی . [ لا ] (ع ص ، اِ) مؤنث اول . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (اقرب الموارد) (المنجد). نخستین . (مهذب الاسماء). || این جهان . مقابل اخری . آخرت . (مهذب الاسماء).- صلوة اولی ؛ نماز ظهر. رجوع به اول شود....

فرهنگ عمید

ویژگی کسی یا چیزی که پیش از همه است.

۱. سزاوارتر؛ لایق‌تر؛ شایسته‌تر.
۲. برتر.

ویژگی کسی یا چیزی که پیش از همه است.
۱. سزاوارتر، لایق تر، شایسته تر.
۲. برتر.

فرهنگ معین

(لا) [ ع . ] (ص .) نخستین ، اولین .

(اَ یا اُلا) [ ع . ] (ص تف .) سزاوارتر، صواب تر.

(اَ یا اُلا ) [ ع . ] (ص تف . ) سزاوارتر، صواب تر.
(لا ) [ ع . ] (ص . ) نخستین ، اولین .

فرهنگ فارسی

سزاوارتر، لایق تر، شایسته تر، برتر، مونث اول به معنی نخست، یکم
۱ - نخستین اولین . ۲ - ( اسم ) اینجهان گیتی .
منسوب به اول

دانشنامه عمومی

اولی می تواند به موارد زیر اطلاق شود:اَوَّلی (تلفظ می شود/ævvæli/)، وابسته به اولاولی (تلفظ می شود/ulɒ/) (مؤنث اول)«فلسفه اولی» یا مابعدالطبیعه«محرک اولی»، مفهومی در برهان حرکتwiki: استان آذربایجان شرقی است که در دهستان اسپران بخش مرکزی شهرستان تبریز واقع شده است.wiki: دهستان دیزمار شرقی بخش خداآفرین شهرستان کلیبر واقع شده است.وجه تسمیه نام آن بعلت وفور "آو" یا "مارال" که تادهه 1350ه.ش دراین روستا...

گویش مازنی

۱کرت های شالی کاری – کرت های کوچک و بزرگ بی شکل ۲برکه ی عمیق ...

/ooli/ کرت های شالی کاری – کرت های کوچک و بزرگ بی شکل - برکه ی عمیق ۳آب تنی

مترادف و متضاد

ارجح، برتر، سزاوارتر، مقدم

prior (صفت)
پیشین، قبلی، مقدم، جلوی، از پیش، اسبق، اولی

pristine (صفت)
پیشین، تر و تازه، اولی، طبیعی و دست نخورده

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اَوْلی یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای ارجحیّت در انتخاب یا اطلاق یک وصف، و ترجیح وجود شیء است.اولی به معنای منسوب به اول است، یکی از الفاظ متداول در باب مواضع اولی و آثر، لفظ اَوْلی به معنای سزاوارتر و با اولویت تر است.معانی اولیاولی به دو معنا استعمال می شود:۱. اولویت در اطلاق وصف؛۲. اولویت در وجود.لفظ اولی گاهی همراه وصف دیگر و گاهی به صورت منفرد استعمال می شو...

کلمات مرتبط

  • اولی تر
  • اولی بن
  • اولی بیگ
  • اولی ادل
  • اولی اشتاین
  • اولی اشتک
  • اولی اشتیلیکه
  • اولی ام جیمز
  • اولی بکینگسایل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات