Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اوردگه

تلفظ بین المللی : /ovˈordɡah/ تلفظ :‌ [ov'oRdgah]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • آوردگه
  • ریش اوردگی
  • عمل آورده
  • فرود اورده
  • گرد اورده
  • گنج اب اورده
  • مادر اورده
  • اب اورده
  • برف یا غبار باد اورده
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( آوردگه ) آوردگه. [ وَ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) آوردگاه. رزمگاه. میدان. میدان جنگ : به آوردگه رفت نیزه به دست [ سیاوش ]عنان را بپیچید چون پیل مست.فردوسی.به آوردگه شد سپه ، پهلوان بقلب اندرون با گروه گوان.فردوسی.بگفت این و بگرفت نیزه بدست به آوردگه رفت چون پیل مست.فردوسی.گو پیلتن گفت جنگی منم به آوردگه بر درنگی منم.فردوسی. || در بیت ذیل فرخی آوردگه معنی چراگاه و گشتنگاه میدهد : معدن زاغ شد آرامگه کبک ...

فرهنگ معین

( آوردگه ) ( ~. گَ ) (اِمر. ) نک آوردگاه .

فرهنگ فارسی

( آوردگه ) ( اسم ) میدان جنگ معرکه عرص. کارزار .

کلمات مرتبط

  • آوردگه
  • ریش اوردگی
  • عمل آورده
  • فرود اورده
  • گرد اورده
  • گنج اب اورده
  • مادر اورده
  • اب اورده
  • برف یا غبار باد اورده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات