کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اوردخواه | کلماتور
معانی کلمه : اوردخواه
تلفظ بین المللی :
/ovˈordxɑh/
تلفظ :
[ov'oRdxAh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
آوردخواه
حزب ازادخواه
آبروخواه
اوردگاه
آوردگاه
ابروخواه
آبروخواهی
ناوردخواه
ابو اورواه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( آوردخواه )
آوردخواه. [ وَ خوا / خا ] ( نف مرکب ) جنگجوی :
که از ما یکی را به آوردگاه
فرستی برِ ترک آوردخواه.
فردوسی.
نگه کن که بااو به آوردگاه
توانی شدن زآن پس آوردخواه.
فردوسی.
فرهنگ عمید
( آوردخواه )
۱. جنگ جو، جنگاور: به شبگیر چون من به آوردگاه / روم پیش آن ترک آوردخواه (فردوسی: ۲/۱۷۸ حاشیه ).
۲. دلیر.
فرهنگ فارسی
( آورد خواه )
آورد جو
کلمات مرتبط
آوردخواه
حزب ازادخواه
آبروخواه
اوردگاه
آوردگاه
ابروخواه
آبروخواهی
ناوردخواه
ابو اورواه
نظرات