معانی کلمه : اورد
لغت نامه دهخدا
اورد. [ اَ وَ ] (اِ) حمله ، کارزار و جنگ و مبارزه و کوشش . (هفت قلزم ). آورد. رجوع به آورد شود.
فرهنگ عمید
( آورد ) ۱. = آوردن
۲. آورده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): آب آورد، بادآورد، راه آورد.
۳. (اسم ) ‹ناورد› [قدیمی] جنگ، پیکار، نبرد، کارزار، حمله.
۴. (اسم ) [قدیمی] میدان جنگ: که ما در صف کار ننگ و نبرد / چگونه برآریم از آورد گَرد (فردوسی: ۷/۱۰۵ ).
* آوردوبرد: (اسم مصدر ) آوردن و بردن پیاپی.
۲. آورده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): آب آورد، بادآورد، راه آورد.
۳. (اسم ) ‹ناورد› [قدیمی] جنگ، پیکار، نبرد، کارزار، حمله.
۴. (اسم ) [قدیمی] میدان جنگ: که ما در صف کار ننگ و نبرد / چگونه برآریم از آورد گَرد (فردوسی: ۷/۱۰۵ ).
* آوردوبرد: (اسم مصدر ) آوردن و بردن پیاپی.
فرهنگ معین
( آورد ) (وَ ) ۱ - ( اِ. )جنگ ، نبرد. ۲ - پسوندی که معنای آورده شده می دهد. آب آورد، بادآورد.
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
۱بد زشت و نازیبا ۲واژه ای که در مقام ناخوشایند استعمال شود ...
/evred/ بد زشت و نازیبا - واژه ای که در مقام ناخوشایند استعمال شود
