Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اوا

تلفظ بین المللی : /ˈevɑ/ تلفظ :‌ ['evA]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • آوا
  • اوا شهر
  • اوا شنودی
  • اوا پرون
  • اوا و اعمال جداسازی فر اورده های محصولات توسط حیوانات بومی مشتمل بر گاو یا دیگر چارپایان را گویند
  • آوا ـ 3
  • اوا 164
  • اوا ارکانزاس
  • اوا استرومبرگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

اوا. [ اَ ] (اِ) آواز. (برهان ) (آنندراج ) (هفت قلزم ). آواز و صدا. (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) : ای شمس تبریزی بگو سر نهان شاه جوبی رنگ و بوی و گفتگو از شمس بشنو این اوا. مولوی .|| آواز بازگشت . (ناظم الاطباء). || بمعنی ابا هم هست که شوربا و آش باشد. (هفت قلزم ) (برهان )(آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (ناظم الاطباء)....

فرهنگ عمید

آش.

( آوا ) ۱. بانگ، صوت.
۲. آهنگ.
آش.

فرهنگ معین

( اَ ) (اِ.) آواز.

( اَ ) (اِ.) آش ، ابا.

( آوا ) ( اِ. ) آواز، بانگ .
( اَ ) (اِ. ) آواز.
( اَ ) (اِ. ) آش ، ابا.

دانشنامه آزاد فارسی

آوا. آوا (موسیقی)(tone)در موسیقی ، کیفیت صداـ مثلاً سیم های مختلف ویولن۱ با این که همگی می توانند یک نت (زیرایی ) را به کمک انگشت گذاری های خاصی تولید کنند، هرکدام آوای متفاوتی دارند. آوا (در مفهوم تِم ) می تواند یک ملودی پلن شان (آواز گروهی) ۲ نیز باشد.wikijoo: آوا...

فرهنگ فارسی

( آوا ) ( اسم ) ۱ - آواز بانگ صوت . ۲ - آواز ۳ - صیت شهرت . ۴ - عقیده رائی یا آوای سرد . گفتار زشت .
مخفف آواز، بانگ، صوت، آهنگ
( اسم ) آش ابا.

دانشنامه عمومی

آوآ. آوآ (به انگلیسی: 'Aoa) یک منطقهٔ مسکونی در ایالات متحده آمریکا است که در ساموآی آمریکا واقع شده است. آوآ ۱٫۷۲ کیلومتر مربع مساحت و ۴۷۴ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکاwiki: درام به کارگردانی لیا مایسیوس محصول سال ۲۰۱۷ است. این فیلم برای نمایش در بخش هفته منتقدان هفتادمین جشنواره فیلم کن انتخاب شده است.۱۹ مه ۲۰۱۷ (۲۰۱۷-05-۱۹) (کن)wiki: ژانر درام به کارگردانی گوستاو مولاندر و ن...

گویش مازنی

/oo a/ از ادات تعجب

فرهنگ اسم ها

اسم: آوا (دختر) (فارسی) (تلفظ: āvā) (فارسی: آوا) (انگلیسی: ava)
معنی: آواز، شهرت، عقیده، بانگ، صوت، رأی، صدایی که به آواز خوانده می شود یا از آلات موسیقی به گوش می رسد، آوازه

گویش بختیاری

آش.

مترادف و متضاد

sound (اسم)درست، صدا، بانگ، صوت، اواvoice (اسم)صدا، بانگ، صوت، اوا، واکphoneme (اسم)صدا، صوت، اوا، واج، صدای ساده، واگ، حرف صوتی، صدای صوتیphone (اسم)صدا، صوت، تلفن، اوا...

واژه نامه بختیاریکا

( آوا ) بَنگ و هیا؛ هیا؛ دُرُنگ

فرهنگستان زبان و ادب

آوا
{phone} [زبان شناسی] کوچک ترین واحد آوایی قابل تقطیع گفتار
{MP , Motion Picture Experts Group Laye} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] الگوریتم/ خوارزمی فشرده سازی رقمی اصوات که به ضریب فشرده سازی 12 می رسد و درعین حال کیفیت صدا را حفظ می کند

کلمات مرتبط

  • آوا
  • اوا شهر
  • اوا شنودی
  • اوا پرون
  • اوا و اعمال جداسازی فر اورده های محصولات توسط حیوانات بومی مشتمل بر گاو یا دیگر چارپایان را گویند
  • آوا ـ 3
  • اوا 164
  • اوا ارکانزاس
  • اوا استرومبرگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات