کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انچش | کلماتور
معانی کلمه : انچش
تلفظ بین المللی :
/ˈaːntʃaʃ/
تلفظ :
['a:ntSaS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
آنچش
هر آنچش
هر انچش
انتشار
انتشارات خاکستری
انتشارات دولتی
انتشارات علمی و فرهنگی شرکت
سوگیری انتشار
سرعت انتشار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( آنچش )
آنچش. [ چ ِ ] ( ضمیر + حرف ربط + ضمیر ) مخفف آنچه اش. آنچه او را :
بدو بازداد آنچنان کش بخواست
بیفزود در تن هر آنچش بکاست.
فردوسی.
فرود آوردی آنچش خود برآوردی
گسستی هرچه را کآن خود به پیوستی.
ناصرخسرو.
فرهنگ عمید
( آنچش )
آنچه اش، آنچه او را.
فرهنگ فارسی
( آنچش )
( اسم ) مخفف ( آنچه اش ) آنچه او را بیفزود در تن هر آنچش بکاست ( فردوسی ) .
کلمات مرتبط
آنچش
هر آنچش
هر انچش
انتشار
انتشارات خاکستری
انتشارات دولتی
انتشارات علمی و فرهنگی شرکت
سوگیری انتشار
سرعت انتشار
نظرات