انتشار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) گسترده گردیدن و دراز گشتن روز. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). طولانی شدن و امتداد یافتن روز. ( از اقرب الموارد ). دراز گشتن روز. ( آنندراج ). || فاش شدن خبر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( از فرهنگ فارسی معین ). فاش شدگی و پراش و شیوع و شایعشدگی و شیوع یافتگی. ( ناظم الاطباء ). شیوع. ( فرهنگ فارسی معین ). || پراکنده گردیدن شتران از...
فرهنگ عمید
۱. پراکنده شدن. ۲. گسترده شدن چیزی. ۳. فاش شدن خبر. ۴. چاپ و توزیع کتاب، نشریه، مجله، و امثال آن ها.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) پراکنده شدن ، شیوع یافتن . ۲ - (اِمص . ) پراکندگی . ۳ - شیوع .
دانشنامه آزاد فارسی
اِنْتِشار (diffusion)حرکت اتفاقی و خودبه خود مولکول ها و ذرات در سیال (مایع یا گاز)، از بخش پرتراکم به سوی بخش کم تراکم. انتشار تا زمانی که تراکم در سراسر سیال یکسان شود ادامه می یابد. تفاوت غلظتبین دو بخش را شیب غلظتمی نامند. در انتشار هیچ گونه عمل مکانیکی، ازجمله هم زدن یا مخلوط کردن، صورت نمی گیرد. اگر قطره ای جوهر به آب افزوده شود، شیب غلظتی برای مولکول های جوهر پدید می آید و مولکول های جوهر د...
فرهنگ فارسی
پخش شدن امواج الکترومغناطیسی در فضا و محیطهای دیگر
پراکنده شدن، گسترده شدن چیزی، فاش شدن خبر ، پراکندگی۱- ( مصدر ) افشانده شدن پراکنده شدن شیوع یافتن . ۲ - فاش شدن . ۳ - گسترده شدن شاخه های خرما بن و برگ بر آوردن آن . ۴ - ( اسم ) پراکندگی . ۵ - شیوع . ۶ - پراکندگی خاطر تفرقه : (باز با خود آمدم زان انتشار بازدیدم طسور و موسی بر قرار . ) (مثنوی ) ۷ - ( مصدر ) منشر نشریه : مجل. آموزش و پرورش ا...
دانشنامه عمومی
گُستَرِش.
انتشار ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:دیفوزیون (واپخش)نشرwiki: انتشار انتشار (رایانه). در شبکه رایانه ای، انتشار به انتقال بسته اطلاعاتی که به وسیله دستگاهی در شبکه دریافت می شود اطلاق می گردد. در اصل به این روش یک بسته (pocket) به تمام سیستم های دریافت کنندهٔ موجود در یک شبکه به صورت هم زمان داده می شود.boardcasting می تواند در عملیات سطح بالا در برنامه نویسی انجام...
[ویکی فقه] شیوع و انبساط یافتن و همچنین برخاستن آلت تناسلی مرد (نعوظ) را انتشار می گویند و انتشار به معنای نخست در برخی بابها، مانند طهارت، صلات، نکاح و حدود به کار رفته است که به نمونههایی از آن اشاره میشود و انتشار به معنای دوم در باب نکاح به کار رفته است.فقها از انتشار خبر به اشاعه، استفاضه و شیاع نیز تعبیر کردهاند.انتشار بوی میتدفن میت باید به گونهای باشد که بوی آن منتشر نشود. انتشار سفیدی...
فرهنگ فارسی ساره
پراکَنش، پراکنیدن، گسترش، افشاندن، چاپ
واژه نامه بختیاریکا
باش؛ باشالی
فرهنگستان زبان و ادب
{propagation} [مهندسی مخابرات] پخش شدن امواج الکترومغناطیسی در فضا و محیط های دیگر