معانی کلمه : انواء
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ. نوء، سقوط ستارة یکی از منازل بیست و هشت گانه و طلوع رقیب آن از مشرق . تازیان می پنداشتند که هرگاه ستاره ای از منزلی ساقط شود و ستارة دیگر در مقابل آن طلوع کند، ناچار باران و باد و گرما و یا سرما خواهد آمد. ،علمِ ~: یکی از علوم عهد
