انشاء. [ اِ ] (ع اِمص ) آفرینش . ایجاد : ز گوهر دان نه از هستی فزونی اندرین معنی که جز یک چیز را یک چیز نبود علت انشا. ناصرخسرو. || سخن پردازی . سخن آفرینی . نویسندگی . شاعری . تألیف عبارات : دل شعبده هاگرفت از فکرت جان معجزه ها نمود در انشا. مسعودسعد.بر بدیهه راندم این منظوم و گستردم قلم هیچ خاطر وقت انشا برنتابد بیش از این . خاقانی .دبیرم آری سحرآفرین گه انشاولیک زحمت این شغل را ندارم سر. خاقان...
فرهنگ معین
(اَ ) [ ع . ] جِ نشؤ، پروردگان ، بالیدگان .
دانشنامه آزاد فارسی
(یا: علم الانشاء) در جهان اسلام، به شیوۀ نگارش و نحوۀ تدوینِ نامه های خصوصی و رسمی، اسناد دیوانی و عهدنامه ها اطلاق می شده است. کسی که وظیفه دار این کار بود کاتب السّر، منشی، یا دبیر خطاب می شد که در همۀ فنون ادبی تبحّر داشت و در دیوان انشاء یا دیوان رسائل خدمت می کرد. دیوان انشاء در تاریخ اسلام اهمیت فراوانی داشت. رسم بر این بود که منشی ابتدا پیش نویس متنِ مورد درخواست را می نوشت و آن را به رؤیت ...
[ویکی الکتاب] معنی إِنشَاءً: پدید آوردنیمعنی مُنشَئَاتُ: ایجاد شده ها - خلق شده ها(کلمه منشئات اسم مفعول از ماده انشاء است ، و انشاء هر چیز به معنای احداث و ایجاد و تربیت آن است)ریشه کلمه: نش ء (۲۸ بار)wikialkb: اخبار را اِنشاء می گویندواز آن در باب تجارت بحث شده است.مشهور فقها انشاء را به ایجاد معنا با لفظ تعریف کرده اند، مانند ایجاد معنای فروختن با لفظ «بِعتُ» و خریدن با لفظ «اِشْتَریتُ»؛ لیکن ب...