کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : انفصالی
تلفظ بین المللی :
/ˌenfesˈɑli/
تلفظ :
[,enfes'Ali]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
حکم انفصالی
نسبت انفصالی
انفصالیون
سامانۀ انفعالی خورشیدی
انفصال از خدمات دولتی
جنگ انفصال
انفعالی
انفصال
خودکشی انفعالی
فرهنگ معین
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) ۱ - منصوب به انفصال ، برکنار شده : کارمند انفصالی . ۲ - جدا شده : بخش انفصالی .
کلمات مرتبط
حکم انفصالی
نسبت انفصالی
انفصالیون
سامانۀ انفعالی خورشیدی
انفصال از خدمات دولتی
جنگ انفصال
انفعالی
انفصال
خودکشی انفعالی
نظرات