کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : انسیاب
تلفظ بین المللی :
/ˈonsjɑb/
تلفظ :
['onsjAb]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ذوی الانیاب
سر اسیاب
انساب الاشراف
انساب سمعانی
سه اسیابه
اب اسیاب
اسیاب
اسیاب بادی
اسیاب دستی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
انسیاب. [ اِ ] ( ع مص ) بشتاب رفتن مار و آنچه بدان ماند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). تند رفتن. رفتن مار و تدافع نمودن در رفتن. ( از اقرب الموارد ). رفتن آب و مار و آنچه بدان ماند. ( تاج المصادر بیهقی نسخه ٔخطی کتابخانه لغت نامه ورق 231 الف ). رفتن آب و آنچه بدان ماند. ( مصادر زوزنی ). خزیدن. رفتن آب. رفتن مار. ( یادداشت مؤلف ). || بازگشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنند...
کلمات مرتبط
ذوی الانیاب
سر اسیاب
انساب الاشراف
انساب سمعانی
سه اسیابه
اب اسیاب
اسیاب
اسیاب بادی
اسیاب دستی
نظرات