معانی کلمه : اسیاب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( آسیاب ) ۱. = آسیا * آسیای آبی
۲. = آس۱
۳. (زیست شناسی ) = دندان * دندان آسیا
۲. = آس۱
۳. (زیست شناسی ) = دندان * دندان آسیا
فرهنگ معین
( آسیاب ) [ په . ] (اِمر. ) آسی که با نیروی آب کار می کند. ، ~به نوبت کنایه از لزوم رعایت کردن نوبت .
دانشنامه آزاد فارسی
آسیاب. رجوع شود به:آسیای آبی
wikijoo: آسیاب
فرهنگ فارسی
( آسیاب ) ( اسم ) ۱ - آسی که بقوت آب گردد. ۲ - ( توسعا ) هر نوع آس
آب آسیا
آب آسیا
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
mill (اسم)
ماشین، کارخانه، اسیاب
water mill (اسم)
اسیاب
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
( آسیاب ( طبیعی تعبیه و حفاری شده در دل سنگ ) ) چال اَر؛ چال بردر؛ بَرداَر ( بَردر؛ برد اَر )
( آسیاب (دندان) ) کاکُلی
( آسیاب ) مکینِه
( آسیاب (دندان) ) کاکُلی
( آسیاب ) مکینِه
