معانی کلمه : اندک خرد
لغت نامه دهخدا
اندک خرد. [ اَ دَ خ ِ رَ ] ( ص مرکب ) کم هوش و کم عقل. ( ناظم الاطباء ). کم خرد :
ایا پورکم روزاندک خرد
روانت ز اندیشه رامش برد.به افراسیاب آمد آن خوی بد
از آن نامداران اندک خرد.وزان پس به پیران چنین گفت رد
که کاوس پیر است و اندک خرد.
ایا پورکم روزاندک خرد
روانت ز اندیشه رامش برد.به افراسیاب آمد آن خوی بد
از آن نامداران اندک خرد.وزان پس به پیران چنین گفت رد
که کاوس پیر است و اندک خرد.
فرهنگ فارسی
کم هوش و کم عقل
