Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اندر شدن

تلفظ بین المللی : /ˈaːndar ʃˈodan/ تلفظ :‌ ['a:ndaR S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بهم اندر شدن
  • گم شدن الانور ریگبی
  • اندرو شان گریر
  • اندرشدن
  • تامی جیمز اند د شاندلز
  • شان اندرس
  • سر اندرزدن
  • اندرزدن
  • اندرش اندرشون
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اندرشدن.[ اَ دَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) داخل شدن. وارد شدن ، مقابل بیرون شدن. خروج. ( از فرهنگ فارسی معین ). درآمدن.دخول : پس از چهل سال که آدم آنجا اوکنده بود خدای عزوجل جان را بفرستاد تا به تن آدمی اندرشد. ( ترجمه تفسیر طبری ). من آن مال پیش رشید بردم چون اندرشدم وی بر آن کرسی نشسته بود. ( تاریخ بلعمی ).گاه روی از پرده زنگارگون بیرون کندگاه زیر طارم زنگارگون اندرشود.فرخی.بگشادش در با کبر شهنشاهان گ...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) داخل شدن وارد شدن مقابل بیرون شدن خروج .

کلمات مرتبط

  • بهم اندر شدن
  • گم شدن الانور ریگبی
  • اندرو شان گریر
  • اندرشدن
  • تامی جیمز اند د شاندلز
  • شان اندرس
  • سر اندرزدن
  • اندرزدن
  • اندرش اندرشون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات