Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : انجوخ

تلفظ بین المللی : /ˈaːndʒuːx/ تلفظ :‌ ['a:ndZu:x]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • انجوخیدن
  • انجوخیده
  • انجوخیدگی
  • انجوخان
  • انجوختن
  • انجوخته
  • انجوخه
  • انجوست کرانه ای
  • انجولینی گاسپارو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

انجوخ. [ اَ ] ( اِ ) چین گرفتن بود روی و تن را و آنچه بدین ماند. ( لغت فرس اسدی چ عباس اقبال ص 75 ). شکن و چین باشد که در روی و تن و پوست و غیر آن افتد. ( صحاح الفرس ). چین و شکن روی و اندام باشد از غایت پیری یا بسبب دیگر. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ). چین و شکن روی و اندام. ( انجمن آرا ) ( هفت قلزم ).شکنج اندام و روی و اندام باهم. ( شرفنامه منیری ). پوست روی و تن که چین گرفته باشد. ( فرهنگ اوبهی...

فرهنگ عمید

چین وچروک پوست بدن یا چین خوردگی پوست چهره در اثر پیری: شدم پیر بدینسان و تو هم خود نه جوانی / مرا سینه پرانجوخ و تو چون سخت کمانی (رودکی: ۵۳۰ ).

کلمات مرتبط

  • انجوخیدن
  • انجوخیده
  • انجوخیدگی
  • انجوخان
  • انجوختن
  • انجوخته
  • انجوخه
  • انجوست کرانه ای
  • انجولینی گاسپارو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات