کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : انجام شدنی
تلفظ بین المللی :
/ˈaːndʒˈɑmʃodˌani/
تلفظ :
['a:ndZ'AmSod,ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
انجام شدنیه رفیق
باعی انجام کاری شدن
انجام شدن
باعث انجام کاری شدن
انجامیدنی
انجام
انجام با مهارت
انجام داد
انجام دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
انجام شدنی. [ اَ ش ُ دَ ] ( ص لیاقت ) انجام پذیر. قابل انجام شدن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) انجام پذیر قابل انجام شدن .
مترادف و متضاد
effectual
(صفت)
موثر، انجام شدنی
کلمات مرتبط
انجام شدنیه رفیق
باعی انجام کاری شدن
انجام شدن
باعث انجام کاری شدن
انجامیدنی
انجام
انجام با مهارت
انجام داد
انجام دادن
نظرات