Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : انتزاع کردن

تلفظ بین المللی : /ˌentezˈɑʔ kˈardan/ تلفظ :‌ [,entez'A? k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • اجتماع کردن
  • اختراع و ابداع کردن
  • اختراع کردن
  • ابتیاع کردن
  • مردی که کریسمس را اختراع کرد
  • انتزاع
  • انتزاع هندسی
  • انتزاع گرا
  • انتزاع گرایی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

انتزاع کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بازداشت کنانیدن. || از کار بیرون کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

باز داشت کنانیدن ٠ یا از کار بیرون کردن ٠

مترادف و متضاد

wring (فعل)
منحرف کردن، پیچاندن، فشردن، چلاندن، به زور گرفتن، انتزاع کردن

کلمات مرتبط

  • اجتماع کردن
  • اختراع و ابداع کردن
  • اختراع کردن
  • ابتیاع کردن
  • مردی که کریسمس را اختراع کرد
  • انتزاع
  • انتزاع هندسی
  • انتزاع گرا
  • انتزاع گرایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات