Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : امد

تلفظ بین المللی : /ˈaːmd/ تلفظ :‌ ['a:md]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • آمد
  • امد شهر باستانی
  • امد و رفته
  • امد و شد
  • امد و شد زیاد
  • امد و شد کردن
  • امد داشتن
  • امد شد
  • امد و رفت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

امد. [ اَ م َدْ د ] (ع ن تف ) کشیده تر و درازتر. (ناظم الاطباء).

امد. [ اَ م َ ] (اِخ ) شهری است از بلاد جزیره بین دجله و فرات از دیار «بکر» دارای درختان بسیار و کشاورزی و باره ای بسیار محکم . (از روضات الجنات ص 464) پایتخت موزویوتامی (دیاربکر). (ناظم الاطباء). درناظم الاطباء اَمِدَ ضبط شده . در المسالک و الممالک ابن خردادبه و معجم البلدان و منتهی الارب «آ...

فرهنگ عمید

۱. غایت و نهایت و آخر چیزی.
۲. اجل.
۳. خشم.

( آمد ) ۱. اقبال، میمنت، فرخندگی.۲. (اسم ) [مجاز] حاصل.۳. (بن ماضیِ آمدن ) = آمدن۴. آمده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): پیامد، پیشامد، سرآمد، درآمد.۵. آمدن (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): خوشامد.* آمدورفت:۱. آمدن و رفتن، ایاب وذهاب.۲. مراوده، دیدوبازدید.* آمدوشد: = * آمدورفت۱. غایت و نهایت و آخر چیزی.۲. اجل.۳. خشم....

فرهنگ معین

(اَ مَ) [ ع . ] ( اِ.) 1 - نهایت ، پایان . 2 - اجل .

( آمد ) (مَ ) (مص مر. ) ۱ - آمدن ، رفت و آمد. ۲ - بازگشت . ۳ - بخت ، سازگاری بخت .
(اَ مَ ) [ ع . ] ( اِ. ) ۱ - نهایت ، پایان . ۲ - اجل .

دانشنامه آزاد فارسی

آمد. رجوع شود به:دیاربکر
wikijoo: آمد

فرهنگ فارسی

( آمد ) شهری بود در شمال بین النهرین که رود خانه دجله از کنار آن میگذشته و امروز به دیار بکر معروف است .( مصدر ) ۱ - آمدن ایاب : رفت و آمد مقابل رفت ذهاب . ۲ - بازگشت . ۳ - اقبال روی آوردن بخت خجستگی مقابل نیامد . یا آمد کار . خجستگی یمن میمنت .غایت ونهایت و آخرچیزی، اجل، خشم، آماد جمع(اسم ) ۱ - غایت : نهایت پایان فرجام ۲ - اجل .شهری است از بلاد جزیره بین دجله و فرات از دیار بکر داری درختان بسیار ...

دانشنامه عمومی

امید

آمد. مختصات: ۳۷°۵۸′۵۵″ شمالی ۴۰°۱۲′۳۸″ شرقی / ۳۷٫۹۸۱۹۴°شمالی ۴۰٫۲۱۰۵۶°شرقی / 37.98194; 40.21056آمِد یا اَمیدا (به یونانی: Ἄμιδα) نام شهری باستانی که در حال حاضر در کشور ترکیه و استان دیاربکر قرار دارد. تاریخ نگاران رومی همچو امیانوس مارسلینوس و پروکوپیوس از آن به عنوان بخشی از بین النهرین نام بردند اما در واقع قسمتی از ارمنستان بزرگ است.آمد بعداً به دیار بکر و اکنون به نام استان «ا...

گویش مازنی

امید

/emmed/ امید

مترادف و متضاد

came (فعل)
امد، گذشته فعل امدن

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَمَدُ: مدت-زمانمعنی عَمَدٍ: ستونها (جمع عمود)معنی أَثَاماً: سزا-مجازات - کیفر سختمعنی أَثْخَنتُمُوهُمْ: بسیار آنها را کشتید- برآنها غلبه کردید - آنان را از قدرت و توان انداختید (کلمه اثخان به معنای بسیار کشتن ، و غلبه و قهر بر دشمن است . کلمه ثِخَن به معنی غلظت و بی رحمی است و اثخان کسی به معنی بازداشتن و مانع حرکت وجنبش او شدن است مثلاً با کشتن او . د...معنی أَثَرِ: اثر-جای پا...

فرهنگ فارسی ساره

امید

واژه نامه بختیاریکا

( اَمد ) ( صت ) ؛ اَمن؛ ایمن
( آمد ) وی؛ وید؛اَود

کلمات مرتبط

  • آمد
  • امد شهر باستانی
  • امد و رفته
  • امد و شد
  • امد و شد زیاد
  • امد و شد کردن
  • امد داشتن
  • امد شد
  • امد و رفت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات