کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : امتراط
تلفظ بین المللی :
/ˌemterˈɑt/
تلفظ :
[,emteR'At]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
امپراطور روسیه قدیم
حکومت امپراطوری
اشتراط
امپراطور
اختراط
استراط
اعتراط
افتراط
امبراطور
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
امتراط. [ اِ ت ِ ] ( ع مص )ربودن یا گرد آوردن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
امپراطور روسیه قدیم
حکومت امپراطوری
اشتراط
امپراطور
اختراط
استراط
اعتراط
افتراط
امبراطور
نظرات