کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اعتراط
تلفظ بین المللی :
/ˌeʔterˈɑt/
تلفظ :
[,e?teR'At]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رأی اعتراضی
قابل اعتراض
اعتراض به صلاحیت دادگاه
اعتراض داشتن بر
اعتراض پذیر
اعتراض کردن
اعتراض کننده
اعتراف به شکست
اعتراف به گناه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اعتراط. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) معیوب کردن آبروی کسی را بغیبت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
معیوب کردن آبروی کسی را بغیبت
کلمات مرتبط
رأی اعتراضی
قابل اعتراض
اعتراض به صلاحیت دادگاه
اعتراض داشتن بر
اعتراض پذیر
اعتراض کردن
اعتراض کننده
اعتراف به شکست
اعتراف به گناه
نظرات