کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه امایش | کلماتور
معانی کلمه : امایش
تلفظ بین المللی :
/ˈammˌɑjaʃ/
تلفظ :
['amm,AjaS]
پیمایش سریع
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
آمایش
امایش ابر
امایش تکرار
امایش لجن
امایش معنایی
امایش گرمایی
امایش گرمایی لجن
امایش گندم
امایش گوشت
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ عمید
( آمایش )
۱. آراستگی.
۲. آمادگی، آماده کردن.
۳. بررسی و تحلیل.
مترادف و متضاد
preparation
(اسم)
تعبیه، تمهید، امایش، امادگی، تهیه، تدارک، اماده سازی، تهیه مقدمات، پستایش، امادش، اقدام مقدماتی
logistics
(اسم)
امایش، منطق نمادی، امادها، مبحی تدارکات لشکر کشی
فرهنگستان زبان و ادب
آمایش
{priming} [روان شناسی] فرایند تسهیل یا مهار پردازش بعدی براثر تجربۀ اخیر یک محرک
کلمات مرتبط
آمایش
امایش ابر
امایش تکرار
امایش لجن
امایش معنایی
امایش گرمایی
امایش گرمایی لجن
امایش گندم
امایش گوشت
نظرات