Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : الفت اموز

تلفظ بین المللی : /ˈolfat ˈaːmvaz/ تلفظ :‌ ['olfat 'a:mvaz]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • الفت آموز
  • الفت
  • الفت اصفهانی محمدباقر
  • الفت اصفهانی محمدکاظم
  • الفت شیرازی محمود
  • الفت نامه
  • الفت کابلی مجتبی
  • الفت گل پاچا
  • الفت کاشانی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( الفت آموز ) الفت آموز. [ اُ ف َ ] ( نف مرکب ) الفت دهنده. آموزنده دوستی. انس دهنده. || ( اِخ ) در شعر زیر مراد از آن ، خداوند است :
خارخاری در دلت از عشق پیدا میکند
الفت آموزی که پنهان کرد آتش را بسنگ.
مظفرمیرزا ( از بهار عجم ).

فرهنگ فارسی

( الفت آموز ) الفت دهنده آموزنده دوستی

کلمات مرتبط

  • الفت آموز
  • الفت
  • الفت اصفهانی محمدباقر
  • الفت اصفهانی محمدکاظم
  • الفت شیرازی محمود
  • الفت نامه
  • الفت کابلی مجتبی
  • الفت گل پاچا
  • الفت کاشانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات