معانی کلمه : الاء
لغت نامه دهخدا
الاء.[ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ الیانة. رجوع به الیانة شود.
الاء. [ اَل ْ لا ] (ع ص )دنب فروش . (منتهی الارب ). دنبه فروش . (مهذب الاسماء).
الاء. [ اَ ] (ع اِ)درختیست تلخ . (منتهی الارب ). درختیست تلخ که پیوسته سبز بود. (اقرب الموارد). درختیست . (مهذب الاسماء).
فرهنگ معین
( آلاء ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ اِلی ، نیکی ها.
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: آلاء (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: ālā’) (فارسی: آلاء) (انگلیسی: ala)
معنی: نعمت ها، نیکی ها، نیکویی ها، از واژه های قرآنی
معنی: نعمت ها، نیکی ها، نیکویی ها، از واژه های قرآنی
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] آلاء. ریشه کلمه:
الو (۳۷ بار)
الی (۷۷۶ بار)
نعمتها. مفرد آن، اِلْی (بر وزن حبر و فرس و عنب) است (اقرب الموارد) این کلمه به صورت جمع 34 بار در قرآن مجید آمده است .
الو (۳۷ بار)
الی (۷۷۶ بار)
نعمتها. مفرد آن، اِلْی (بر وزن حبر و فرس و عنب) است (اقرب الموارد) این کلمه به صورت جمع 34 بار در قرآن مجید آمده است .
wikialkb: آلاَء
