= سراب۱:◻︎ با عطای کف تو بخشش آل برمک / مثل لجهٴ دریا بُوَد و لمعهٴ «آل» (سلمان ساوجی: ۱۳۶).
سرخ کمرنگ: ◻︎ میرُست ز دشت خاوران لالهٴ آل / چون دانهٴ اشک عاشقان در مه و سال (ابوسعید ابوالخیر: ۳۸۳).
در باور عوام، موجودی خیالی که بهصورت زنی لاغراندام با بدن پوشیده از مو تصور میشود و به زائوی تنها آسیب میرساند، جگر او را میدَرَد، و یا بچهاش را میدزدد.
[ ع . ] ( اِ.) دودمان ، طایفه .
[ ع . ] (اِ.) جایی در بیابان که به هنگام تابش آفتاب همچون آب نماید، سراب .
[ په . ] 1 - (ص .) سرخ ، سرخ کم رنگ . 2 - ( اِ.) نام درختی که از ریشة آن رنگی سرخ می گیرند و جامه باآن به رنگ سرخ درمی آورند.
۱موجودی خیالی ۲جن
۱سرخ زردمایل به سرخ ۲اسب قرمز رنگ
صورتی « نام رنگی است »
آل (نام موجود افسانهاى ترسناک).
احمر، سرخ، قرمز
پری، جن، زائوترسان
اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل
۱. اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل
۲. احمر، سرخ، قرمز
۳. پری، جن، زائوترسان
۴. سراب
دوده، خاندان، تبار