Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ال

تلفظ بین المللی : /ˈel/ تلفظ :‌ ['el]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • آل
  • اَل
  • الاوا
  • الاوامر العلاییه فی الامور العلانیه
  • الاچیق ها عید
  • الاگابالوس
  • الاگل دریاچه
  • الاگواس
  • الای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ال . [ اُ ] (ترکی ، ضمیر) او، ضمیر غائب . (برهان ). ترکی است یعنی او. (شرفنامه ٔ منیری ).

ال . [ اِ ] (علامت اختصاری ) رمز است الی آخر را مانند البیت ، القصیده و غیره . (یادداشت مؤلف ).

ال . [ اَ ] (ترکی ، اِ) رنگ لعل . || اسب بور. || بستان . (شرفنامه ٔ منیری )....

فرهنگ عمید

درختی با برگ‌های دراز نوک‌تیز، گل‌های زردرنگ، میوۀ سرخ ترش‌مزه، و چوب سفت و سخت که در جنگل‌های مازندران می‌روید.

( آل ) در باور عوام، موجودی خیالی که به صورت زنی لاغراندام با بدن پوشیده از مو تصور می شود و به زائوی تنها آسیب می رساند، جگر او را می دَرَد، و یا بچه اش را می دزدد.۱. دودمان، خاندان.۲. فرزندان.* آل الله: اولیای خدا.* آل عبا: پنج تن شامل: پیامبر اسلام، امیرالمؤمنین علی، فاطمه، حسن...

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع . ] (حر. تعریف ) حرف تعریف است در عربی و آن چون بر اسمی نکره درآید، آن را معرفه سازد.

(اَ) (اِ.) درختی از تیرة زغال اخته ها که گاهی بعضی گونه هایش به صورت درختچه می باشند. گل هایش سفید یا زرد و میوه اش سفت و شامل یک هسته است .

( آل ) [ ع . ] ( اِ. ) دودمان ، طایفه . [ ع . ] (اِ. ) جایی در بیابان که به هنگام تابش آفتاب همچون آب نماید، سراب . ( اِ. ) نام موجودی موهوم که عوام م...

دانشنامه آزاد فارسی

آل. (مشتق از فارسی ایران باستان harda به معنی سرخ و قرمز) در باورهای عامیانه، دشمن زائوها، و موجودی افسانه ای، مانند غول بیابانی و جن، در هیئتِ زنی زار و نحیف، یا موجودی پشمالو و سرخ رو، با قدی بسیار بلند. بنابه روایت ها، آل، که در چشمه سارها زندگی می کند، فقط شب هنگام بر زن زائوی تنها یا نوزاد او ظاهر می شود؛ نتیجۀ آن، تب زایمان یا آل زدگی و گاه مرگ زائوست. اگر زائویی با تب زایمان بمیرد، می گوی...

فرهنگ فارسی

( آل ) آبادیی است میان مشهد و کلات با صفا و خوش آب و هوا و طرفین آن کوهستانی است و در حدود ۱۵ خانوار جمعیت دارد . فردوسی در شاهنامه از این آبادی نام برده .( اسم ) جایی در بیابان که بهنگام تابش آفتاب همچون آب نماید سراب .سرخ نام دیوی مادینهحرف تنبیه است بدان و آگاه باش . هان. ۱ - دلالت بر استثنا کند مگر بجز :الا همه آمدند الا محمد. ۲ - جز بدون : (و اگر چنانک در آن ولایت از عفونت هوا خطری بخاطر رسد ...

دانشنامه عمومی

آل. آل می تواند به موارد زیر اشاره کند:آل به معنی خاندان یا دودمانآل (افسانه) موجودی خیالی است در باور عوامآل به معنی سرابآل (درخت) درختی با ریشه سرخ رنگآل (فیلم) نام یک فیلم ایرانی ساخته سال ۸۸ با بازی مصطفی زمانی و کارگردانی بهرام بهرامیان«آل کور» یکی از شخصیت های کمیک مارول که یک پیرزن نابینا است و اغلب با شخصیت ددپول در ارتباط است.wiki: یکای اندازه گیری درازا است که شبیه به ارش می باشد. مقدا...

گویش مازنی

برق آسمان

اهل – سر به راه – عاقل – مطیع

روستایی از دهستان پایین میان رود نور

جن – موجود خیالی که به زائو آسیب می رساند

۱درختی که دارای چوب محکمی است و از آن باری تهیه چماق،دسته ...

( آل ) /aal/ سرخ زردمایل به سرخ - اسب قرمز رنگ & موجودی خیالی - جن/al/ اهل – سر به راه – عاقل – مطیع & درختی که دارای چوب محکمی است و از آن باری تهیه چماق، دسته ی تبر و غیره استفاده ...

مترادف و متضاد

dynasty (اسم)
دودمان، سلسله، خاندان، خانواده، خاندان پادشاهان، ال

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] آل. آل، خانواده، عائله، خاندان، تیره، اهل، عشیره، پیروان، وابستگان به یک معنی هستند.این کلمه ظاهراً در بیشتر این معانی، از عصر جاهلی معروف بوده است. قریشیان، از آنجا که حفاظت خانه کعبه و متعلقات آن را به عهده داشته اند، خویشتن را «آل الله» می خواندند و عربان، در مقام دادخواهی، می گفتند: «یالَ الله»، یعنی ای قریشیان. بهاءالدین ابوالحسن اربلی، کشف الغمه، ج ۱، ص۶۲. اما ریشه کلمه چندان ...

واژه نامه بختیاریکا

( اَل ) پیشوند و واژه ای به معنی الله و علی. مثلاً القلی یعنی الله قلی یا اَلرضا یعنی علی رضا
( آل ) پسوند نسبت. مثلاً چَپال یعنی چپ دست یا گیزال گیزال

کلمات مرتبط

  • آل
  • اَل
  • الاوا
  • الاوامر العلاییه فی الامور العلانیه
  • الاچیق ها عید
  • الاگابالوس
  • الاگل دریاچه
  • الاگواس
  • الای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات