Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اقدام

تلفظ بین المللی : /ˈeq1dɑm/ تلفظ :‌ ['eq1dAm]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • اقدام احتیاطی
  • اقدام بکار مخاطره امیز
  • اقدام متقابل
  • اقدام مشترک
  • اقدام مقدماتی
  • اقدام مهم
  • اقدام کردن
  • اقدام یا مبادرت کردن به
  • اقدام اصلاحی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

اقدام . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قَدَم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) :
چه دشمنی تو که از دست عشق و شمشیرت
مطاوعت بگریزم نمیکنند اقدام .

سعدی .


- مزال اقدام ؛ لغزشگاه . جائی که قدم ها بلغزد.
اقدام . [ اِ ] (ع مص ) پیش درآمدن .(از منتهی الار...

فرهنگ عمید

قَدَم#NAME?

پیش رفتن در کاری؛ به کاری دست زدن؛ پا پیش گذاشتن در امری.

= قَدَم
پیش رفتن در کاری، به کاری دست زدن، پا پیش گذاشتن در امری.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ قدم ؛ گام ها.

( اِ ) [ ع . ] 1 - (مص م .) دست به کاری زدن . 2 - دلیری کردن . 3 - (اِمص .) دلیری .

( اَ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ قدم ، گام ها.
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) دست به کاری زدن . ۲ - دلیری کردن . ۳ - (اِمص . ) دلیری .

فرهنگ فارسی

چهارمین مرحلۀ تغییر رفتار اعتیادی که در آن فرد به‌صورت جدی تلاش می‌کند رفتار اعتیادی‌ خود‌ را ترک کند متـ . مرحلۀ اقدام action stage

گامها، جمع قدم، پیش رفتن درکاری، بکاری دست زدن، گام برداشتن وپاپیش گذاشتن درامری، پیشی کردن۱- ( مصدر ) در پیش شدن کار پیش گرفتن دست بکار شدن . ۲ - دلیری کردن . ۳ - ( اسم ) دلیری . جمع : اقدامات . یا اقدام مقتضی. کاری که از لحاظ مقررات اداری باید انجام داد: اقدا...

دانشنامه عمومی

اقدام (روزنامه). روزنامهٔ اقدام در سال ۱۲۹۹ هجری خورشیدی در تهران آغاز به کار کرد. مدیر مسئول آن عباس خلیلی عراقی بود که پیش از آن روزنامهٔ رعد را به همراه سیدضیاءالدین طباطبایی منتشر می کرد. پس از نخست وزیری طباطبایی در کودتای ۱۲۹۹ روزنامهٔ رعد تعطیل شد و خلیلی تصمیم به راه اندازی روزنامهٔ اقدام گرفت.این روزنامه در هنگام پادشاهی رضاشاه برای مدت زیادی تعطیل بود تا اینکه پس از رخدادهای شهریور ۱۳۲...

مترادف و متضاد

رفتار، عمل، مبادرت

measure (اسم)حد، اقدام، میزان، درجه، مقدار، پایه، اندازه، پیمانه، تدبیر، مقیاس، واحد، وزن شعر، بحرaction (اسم)گزارش، عمل، فعل، کنش، کار، کردار، جدیت، اقدام، بازی، حرکت، رفتار، نبرد، جنبش، تاثیر، تعقیب، اشاره، وضع، پیکار، طرز عمل، تمرین، سهم، سهام شرکت، جریان حقوقی، اقامهء دعوا، اشغال نیروهای جنگی، اثر جنگ، جریانmove (اسم)اقدام، حرکت، جنبش، تکان، تغییر مکان، نقل مکان، نوبت ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اِقْدام ، قاعده ای در فقه امامیه که در ابواب گوناگون معاملات جاری است و بر پایه آن ، اقدام به معامله فاسد، موجب ضمان می گردد.قاعده اقدام به عنوان یکی از مستندات فقهی ِ قاعده ضمان مقبوض به عقد فاسد «ما یضمن بصحیحه ، یضمن بفاسده » شمرده شده است . استفاده از مفاد قاعده اقداممفاد قاعده اقدام در موارد بسیاری از سوی شیخ طوسی مورد استفاده قرار گرفت و توسط فقیهان پس از او نیز پی گیری شد. بر پای...

فرهنگستان زبان و ادب

{action} [اعتیاد] چهارمین مرحلۀ تغییر رفتار اعتیادی که در آن فرد به صورت جدی تلاش می کند رفتار اعتیادی خود را ترک کند متـ . مرحلۀ اقدام action stage

کلمات مرتبط

  • اقدام احتیاطی
  • اقدام بکار مخاطره امیز
  • اقدام متقابل
  • اقدام مشترک
  • اقدام مقدماتی
  • اقدام مهم
  • اقدام کردن
  • اقدام یا مبادرت کردن به
  • اقدام اصلاحی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات