معانی کلمه : اقتصار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کوتاه کردن.
۲. به کوتاهی پرداختن.
۳. اکتفا کردن.
۲. به کوتاهی پرداختن.
۳. اکتفا کردن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) کوتاه کردن . ۲ - بسنده کردن . ۳ - (اِمص . ) کوتاهی .
فرهنگ فارسی
کوتاه کردن، بکوتاهی پرداختن، اکتفاکردن
(مصدر ) ۱ - کوتاه کردن بکوتاهی پرداختن ۲ - بسنده کردن اکتفا کردن . ۳ - کوتاهی . جمع : اقتصارات .
(مصدر ) ۱ - کوتاه کردن بکوتاهی پرداختن ۲ - بسنده کردن اکتفا کردن . ۳ - کوتاهی . جمع : اقتصارات .
دانشنامه عمومی
بسنده کردن
فرهنگ فارسی ساره
بسنده کردن
