Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : افگنده

تلفظ بین المللی : /ˈaːfɡandˌe/ تلفظ :‌ ['a:fgand,e]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • افگنده سم
  • روث افگندن
  • زبان افگندن
  • سایه افکنده
  • سم افکنده
  • عنبر اگنده
  • غرش افکنده
  • فرس افگندن
  • آفرنده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

افگنده. [ اَ گ َ دَ / دِ ] ( ن مف ) افکنده. همان افکنده بمعنی انداخته شده و ساقط شده و پرت شده ، گسترده ، حذف شده ، از شمار خارج گشته است. رجوع به افکنده شود :
ز کشته نبد جای گشتن بجنگ
ز برف و ز افگنده شد جای تنگ.
فردوسی.
یکی رزمشان کرده شد همگروه
زمین شد ز افگنده بر سان کوه.
فردوسی.

فرهنگ فارسی

انداخته بر زمین زده . ۲ - گسترده . ۳ - از شماره بیرون شده ساقط .
افکنده .همان افکنده بمعنی انداخته شده و ساقط شده و پرت شده .

کلمات مرتبط

  • افگنده سم
  • روث افگندن
  • زبان افگندن
  • سایه افکنده
  • سم افکنده
  • عنبر اگنده
  • غرش افکنده
  • فرس افگندن
  • آفرنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات