Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : افگار شدن

تلفظ بین المللی : /ˈaːfɡˈɑr ʃˈodan/ تلفظ :‌ ['a:fg'AR S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غرق شدن در افکار
  • افگاردن
  • افگاردنی
  • ابشار شانون
  • افگار
  • افگار می
  • افگار کردن
  • افگار گشتن
  • دل افگار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

افگار شدن. [ اَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مانده و خسته شدن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) : نیک کوفته شد و پای راست افگار شد. ( تاریخ بیهقی ص 516 ).
رنجه و افگار شوی زو که همی چون خار
خوار و افگارت کند چون کنی افگارش.
ناصرخسرو.
و رجوع به شواهد افگار شدن در ذیل افگار شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آزرده شدن مجروح گردیدن .

کلمات مرتبط

  • غرق شدن در افکار
  • افگاردن
  • افگاردنی
  • ابشار شانون
  • افگار
  • افگار می
  • افگار کردن
  • افگار گشتن
  • دل افگار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات