کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : افسوس کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːfsuːs kˈardan/
تلفظ :
['a:fsu:s k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
افسون کردن
احساس تهوع کردن
احساس فقدان چیزی را کردن
احساس نفرت کردن
احساس کردن
افسوس
افسوس خوردن
افسوس خاستن
افسوس داشتن
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
( ~.کَ دَ ) (مص م . ) مسخره کردن ، به ریشخند گرفتن .
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱ - حیله کردن مکر کردن . ۲ - سحر کردن جادو کردن .
کلمات مرتبط
افسون کردن
احساس تهوع کردن
احساس فقدان چیزی را کردن
احساس نفرت کردن
احساس کردن
افسوس
افسوس خوردن
افسوس خاستن
افسوس داشتن
نظرات