Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : افسوس خاستن

تلفظ بین المللی : /ˈaːfsuːs xˈɑsetˌan/ تلفظ :‌ ['a:fsu:s x'Aset,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • افسوس
  • افسوس خوردن
  • افسوس کردن
  • افسوس داشتن
  • افسوس ریختن
  • افسوس کن
  • افسوس کنان
  • افسوس شورای
  • دوست افسوس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

افسوس خاستن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) آه برخاستن. ندامت و حسرت خاستن :
آن ساز نما که چون زنی کوس
خیزد ز جهان هزار افسوس.
فیضی اکبرآبادی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

آه برخاستن ندامت و حسرت خاستن

کلمات مرتبط

  • افسوس
  • افسوس خوردن
  • افسوس کردن
  • افسوس داشتن
  • افسوس ریختن
  • افسوس کن
  • افسوس کنان
  • افسوس شورای
  • دوست افسوس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات