( آفرینش ) آفرینش. [ ف َ ن ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر و عمل آفریدن. خلق. انشاء. ابداع. خلقت. ( دهار ). اسر. فطرت. ( ربنجنی ). فطر. ( دهار ). جبلت. نشأت. بَنیه : حکیما چو کس نیست گفتن چه سوداز این پس بگو کآفرینش چه بود.فردوسی.من از آفرینش یکی بنده ام پرستنده آفریننده ام.فردوسی.در کتب طب چنین یافته می شودکه آبی که اصل آفرینش فرزند آدم است چون برحم پیوندد و آب زن بیامیزد تیره و غلیظ شود. ( کلیله و دمنه )...
فرهنگ عمید
( آفرینش ) ۱. عمل آفریدن، خلقت. ۲. کار و اثری که از نتیجۀ این عمل به وجود می آید. ۳. قضاوقدر، تقدیر. ۴. چگونگی خلقت.
فرهنگ فارسی
( آفرینش ) ( اسم ) ۱ - عمل آفریدن کار خلقت . ۲ - خلقت خلق انشا ابداع . ۳ - جمیع موجودات هم. آفریدگان .عمل آفریدن، خلقت، آفرش هم گفته شده
دانشنامه عمومی
آفرینش. آفرینش ممکن است اشاره به مفاهیم زیر داشته باشد:برای داستان های مربوط به چگونگی آفرینش در فرهنگ های مختلف به اسطوره های آفرینش مراجعه کنید.برای دیدگاه معتقدان آفرینش توسط نیروهای مافوق طبیعی و هوشمند، به آفرینش گرایی یا آفرینش هوشمند مراجعه کنید.برای نخستین کتاب از کتاب های عهد قدیم به کتاب پیدایش مراجعه کنید.wiki: چارلز داروین و زحماتی که او بابت نوشتن کتاب خاستگاه گونه ها کشیده است می پ...
فرهنگ اسم ها
اسم: آفرینش (دختر) (فارسی) (تلفظ: āfarineš) (فارسی: آفرينش) (انگلیسی: afarinesh) معنی: خلقت، خلق، ابداع، عمل آفریدن، انشا، کائنات، ماسوی الله، ( در قدیم ) ( به مجاز ) همه ی آفریدگان، جهان هستی، ( در قدیم ) ( به مجاز ) سرنوشت، حکم تقدیر