کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : افتیاد
تلفظ بین المللی :
/ˌefteiˈɑd/
تلفظ :
[,eftei'Ad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دیدار افتادن
افتاده حسین
افتادگی مچ دست
افتادگی پلک
راه افتادن
رجوع افتادن
رحم افتادن
رخنه افتادن
رشک افتادن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
افتیاد. [ اِ ] ( ع مص ) افتئاد. گوشت بریان ساختن. رجوع به افتئاد شود.
افتئاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص )گوشت را بریان ساختن. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). بریان کردن گوشت. ( المصادر زوزنی ). بریان کردن گوشت را با آتش. ( از اقرب الموارد ). || آتش افروختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). آتش افروختن برای کباب. ( از اقرب الموارد )....
کلمات مرتبط
دیدار افتادن
افتاده حسین
افتادگی مچ دست
افتادگی پلک
راه افتادن
رجوع افتادن
رحم افتادن
رخنه افتادن
رشک افتادن
نظرات